خاطراتی از مرحوم آیت الله بهاالدینی
با هدایت سید (که نامش را فراموش کرده ام) به خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم، نماز ظهر و عصر را به او اقتدا کردم در آن زمان چند نفر در جماعت آن شخصت مجهول القدر بیشتر شرکت نمی کردند. بعد از نماز بخدمت آن بزرگوار رسیدم، بی آلایشی، صفا و طهارت نفس و حالات و برخوردهای عارفانه او مرا مجذوب نمود به طوری که سالهای متمادی اکثرا به نماز معظم له حاضر می شدم و هراز چند گاه طلبه ای را به خدمت ایشان و نماز او می بردم.
ارادت حقیر تا پایان عمر ایشان ادامه داشت و ...
تشرف حاج آقا فخر تهرانی به محضر امام عصر
شاید برای تو هم اتفاق افتاده باشد که شیفته و مشتاق چیزی بوده باشی و مدت ها در آرزوی وصال آن بسوزی و به ناچار بسازی.
تا پیش از رسیدن به مراد دلت، تمام فکر و ذکرت وصال است و وصال. ولی کافی است فقط یک مرتبه گرچه برای مدت بسیار اندک مرادت حاصل شود، آن وقت است که تمام وجودت لبریز می شود از حسرت و بی تابی.
به قول معروف: تا ندیده ای و نرسیده ای فقط یک درد داری، ولی پس از وصول، هزار و یک درد داری ...
شدت این اشتیاق به ارزش مرادت نیز وابسته است که هر اندازه اهمیت بیشتری داشته باشد شیدایی بعدی بیشتر خواهد بود.
این حکایت، شرح حال تشرف یکی از اولیاء مخلص خداوند به محضر ولی الله الاعظم حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که از قول یکی از شاگردان ایشان نقل شده است.
نام اصلی او «سید ذبیح الله قوامی» است، ولی با نام «حاج آقا فخر تهرانی» شناخته شده تر است. پس از وفاتش، «آیت الله سید محمدرضا بهاء الدینی» فرمود: « آقا فخر "سلمان زمان" بود.»
بنابر آنچه در شرح حال او نقل شده است، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. در اوائل جوانی از هوش و استعداد ویژه ای برخوردار بود. با جدیت درس می خواند و هدفش دریافت بورسیه برای تکمیل تحصیلات خود در خارج از کشور بود. در آن زمان، عده ی کمی میتوانستند بورسیه تحصیلی بگیرند و به کشورهای اروپایی اعزام شوند.
بالاخره تلاش این جوان خوش سیما به بار نشست و قرعه به نام وی افتاد. ولی میگویند روز اعزام، به عللی که فقط خدا میداند، کمی دیر به فرودگاه رسید. هواپیما پرواز کرد و این جوان جویای نام، از پرواز جا ماند...
راه دیگری نداشت. به ناچار ناراحت و غمگین، از فرودگاه برگشت. آن همه تلاش و کوشش و تکاپو به هدر رفته بود. یأس و ناامیدی وجودش را پر کرد و شعلههای آرزو، در دلش به خاموشی گرایید.
روزی از روزها با عارف واصل؛ شیخ مرتضی زاهد (رحمة الله علیه) برخورد کرد. کسی نمی داند در آن لحظات بین آن دو چه حرف هایی رد و بدل شد؟ ولی هرچه بود نفس قدسی شیخ مرتضی مسیر و سرنوشت جوان تهرانی را متحول کرد و از آن روز به بعد گویی انسان جدیدی متولد شد. حتی ظاهرش هم عوض شد. تمام لباس های به روز خود را کنار گذاشت و عبایی به دوش انداخت.
عشق به لقاء پروردگار و جذبه ی اتصال با ولی الله زمان (علیه السلام) شور عشقی درون حاج آقا فخر به وجود آورده بود و روز به روز عطش وصال محبوب در وی شدت می گرفت. و سرانجام کار به آنجا رسید که در امام زمانش ذوب شد و به قول معروف؛ "ره صد ساله را یک شبه طی کرد" و متصل به دریای بی کران معرفت الله گردید.
جناب حجة الاسلام محمد علی شاه آبادی نقل کرد:
پس از درگذشت عابد مجاهد و عارف ربانی، مرحوم حاج آقا فخر تهرانی، مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ حسن معزی فرمود:
عادت مرحوم حاج آقا فخر تهرانی این بود که وقتی به مجلس علماء وارد می شد، در کنار در ورودی نشسته و با احترام خاصی از هر گونه اظهار فضلی دوری می نمود!
روزی در اواخر عمر وی، در محفلی که حضرات علماء و از جمله آیة الله حسن زاده نیز شرکت داشتند، ناگاه مرحوم حاج آقا فخر تهرانی با لباسی نامرتب و عبایی که معلوم بود روی زمین کشیده شده، وارد مجلس شد و بر خلاف همیشه، در گوشه ای با حالتی بسیار مضطربانه نشست؛ پس از پایان یافتن مجلس و رفتن حضار و حضرات آقایان، وقتی از حالت اضطراب و ناراحتی اش پرسیدم، او رو به من کرد و با افسوس فراوان گفت: یک عمر آرزوی دیدار حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشتم، حال که نصیبم شد، اکنون از دوری وصالش آرامش ندارم!
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
علی سیف
بخش مهدویت تبیان
منابع:
تشرف یافتگان. موسسه فرهنگی امام حسن عسکری (ع)
پایگاه اینترنتی دفتر آیت الله مبشر کاشانی
عرفان نظری
اهداف دشمن از اسلام هراسی...
نویسنده اکوادوری بررسی کرد:اهداف پیدا و پنهان اسلام هراسی/ خطر اسلام مولد صنایع نظامی آمریکا
اسلام هراسی
شناسهٔ خبر: 2518976 - یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۱
بین الملل > آمریکای لاتین
«مانوئیل اله خاندرو» استاد دانشگاه در اکوادور معتقد است هدف غرب از وحشتناک جلوه دادن اسلام جایگزینی برای کمونیسم بود تا توجیهی برای صنایع نظامی به عنوان هسته مرکزی اقتصاد آمریکا باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، «مانوئیل اله خاندرو» نویسنده و استاد دانشگاه در اکوادور با انتشار مقالهای با عنوان «ما، اسلام و تروریسم» در سایت دانشگاه اکوادور و همچنین پایگاه خبری تحلیلی «پرنسا اسلامیک» به نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان اروپای غربی و آمریکایی شمالی پاسخ داد.
آنچه در ذیل میآید، متن مقاله «ما، اسلام و تروریسم» نوشته مانوئل اله خاندرو استاد دانشگاه در اکوادور است.
چندی پیش رهبر عالی ایران نامهای خطاب به جوانان اروپای غربی و آمریکای شمالی منتشر کرد که بسیاری آن را به نامه معروف [امام] خمینی رهبر قبلی ایران به گورباچف تشبیه میکنند. در این نامه یک جمله کلیدی به چشم میخورد. آنجا که تصریح شده «اجازه ندهید ریاکارانه، تروریستهای تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند». حال با دو سوال مواجه هستیم. اول اینکه چرا رهبر ایران تروریست ها را بعنوان گروهی معرفی کرده که در استخدام قدرتهای غربی هستند، نقش غرب در ایجاد تروریسم چیست؟ سوال دوم اینکه اسلام واقعی چیست، مرز آن با تروریسم کجاست، آیا انتساب تروریسم به دین اسلام یک واقعیت است یا یک تصویرساختگی از اسلام که منجر به تقویت اسلام هراسی میگردد؟
برای پاسخ به دو سوال فوق لازم است اندکی سیاستهای غرب در قبال اسلام در دو دهه اخیر و نامه رهبر ایران را کالبدشکافی کنیم. در خصوص سوال اول با مطالعه تحولات اخیر منطقه خاورمیانه و رصد سیاست خارجی دولتهای غربی به نتایج زیر میرسیم:
رهبران غربی و...
ادامه مطلب را بخوانید...
